تبليغاتX
♥♣ معبود ♣♥




بنر وبلاگ دوم  

 

اینم بنر وبلاگ دوممه

دلشكسته اي از تبار ماه مهر قصر شیشه | | | + | موضوع:

یه شب از شبهای سرد زندگیم  

دوستش داشتم چون می دونستم به او وابسته ام.

بنده اش بودم چون به بندگی اش عادت کرده بودم.

عاشقش بودم چون بی عشق او نمی تونستم زندگی کنم.

درکش می کردم چون شده بود قسمتی از وجود من.

آری او پاره تن من شده بود ولی هرگز این را درک نکرد.

به او ایمان داشتم چون شده بود بت و من بت پرستش.

آری زندگیم این چنین رقم زده بود ولی او هرگز این را درک نکرد.

او شده بود همه افکارم و همه افکارم رو فقط خاطرات او پر کرده است ولی او درک نکرد و نمی کند.

می میرم تا باورم کند

تا برایم اشکی ریزد از سر دل سوزی

ترحم

من معتاد بودم به وجودش

به دوست داشتنش

مهرداد صبایی

یه شب از شبهای سرد زندگیم

******

دلشكسته اي از تبار ماه مهر قصر شیشه | | | + | موضوع: |

× توحم وحم انگیزت ×  

...که مرا اينگونه از خود مي راني


 اي قشنگترين رويا

يادت مي ياد شبي که خلق شدي

بزرگ شدي

تبلور يافتي و به بلوغ رسيدي

درست شب کمالت بود

که روبرويم زانو زدي

اشک ريختي و التماس کردي

که با من بمان تا رويا

حال که مستت شدم

خرابت گشتم و رو به نابوديم

در باد رهايم کردي

اي قشنگترين رويا

زيبا ترين سوگند

مرا از خود مي راني

******

مهرداد صبایی

دلشكسته اي از تبار ماه مهر قصر شیشه | | | + | موضوع: |

توحم وحم انگیزت  

نوشته بودم مي خوام وبمو ببندم دليل داشت که ...


مرا از خود مي راني


سايه ام


سکوتم


احساسم
هيچ کدام توجه ات را جلب نمي کند


تو زاييده تخيلات مني


حال با من خسته غريبي مي کني
با من تنها
ياد داري که من تو را خلق کردم


با ياسها


ريحانها


حال که به کمال رساندمت
مرا از خود مي راني


چه قلب سردي داري تو


که مرا اينگونه از خود مي رانی


 اي قشنگترين رويا


مهرداد صبايي

دلشكسته اي از تبار ماه مهر قصر شیشه | | | + | موضوع: |

دل  

یک آپ مونده به آپ اخرم شاید باشه

هزار جهد بکردم که یار من باشی


مراد بخش دل بیقرار من  باشی


چراغ دیده شب زنده دارمن گردی


انیس خاطر امیدوار من  باشی

 

وقتي دهکده اي مي سوزد ،همه دودش را مي بينند

 اما وقتي قلبي مي سوزد کسي حتي شعله اش را نمي بيند.

 من مي پذيرم عشق افسانه است ،اين دل درداشنا ديوانه است.

ميروم شايد فراموشت کنم ،با فراموشي هم آغوشت کنم.

ميروم از رفتن من شاد باش

،از عذاب ديدنم آزاد باش گرچه تو تنهاتر از ما ميروي!

آرزو دارم ولي عاشق شوي ...

آرزو دارم بفهمي درد را...تلخي برخوردهاي سرد را... 

امروز هم برگی از دفتر زندگی ام ورق خورد!

و مثل همیشه سیاه و کبود 

دلشكسته اي از تبار ماه مهر قصر شیشه | | | + | موضوع: |

هيچ کدام به تو ختم نمي شود  

اين جاده ها که به تو نمي رسد مي دانم

بيهوده است اين همه سال چشم گذاشتن شايد که بيايي

که خبري از بنفشه بهار بياوري

از شکوفه سپيد ماه

 

اين جاده ها که به تو نمي رسد مي دانم

 

اين کوره راها

 

اين روزها

 

اين سالها

 

هيچ کدام به تو ختم نمي شود

دلشكسته اي از تبار ماه مهر قصر شیشه | | | + | موضوع: |

خسته ام  

امشب تو نيستي و من با همه ي دلتنگي خويش تنهايم.


تنها در ميان نابخرداني که خود را عالم بالغيب و بالحق همه ي نادانسته هاي عالم مي دانند.

خسته ام از اينهمه فريب که آنچنان اينان را در خود غرق کرده است که حتي تاب ديدن اندکي صداقت و سادگي را ندارند.

و اين شب سياه کشنده را تا روزنه هاي روز بيدارم تا شايد غبار از چهره ي پليد و خفقان آور اين سياهي برگيرد

دلتنگ توام.

دلتنگ تو.....

کاشکي اينجا بودي .....


نبودم. نيستم. شايد نباشم.

....

هرروز را بي تو سر کردن تحملي ستودني مي خواهد، به اميد شايد پايان هفته ي دل خوش کرده ام...

اينجا بي تو همه چيز سوت و کور است. همه ي خانه دلتنگ توست.

بيا که سخت دلتنگ توام

*****

دلشكسته اي از تبار ماه مهر قصر شیشه | | | + | موضوع: |

در خیال من بمان  

می ترسم از نبودنت

و از بودنت بیشتر!

نداشتن تو ویرانم میكند

و داشتنت متوقفم!

وقتی نیستی كسی را نمی خواهم

و وقتی هستی" تو را" می خواهم

رنگهایم بی تو سیاه است و در كنارت خاكستری ام

خداحافظی ات به جنونم می كشاند

و سلامت به پریشانیم!؟

بی تو دلتنگم و با تو بی قرار

بی تو خسته ام و با تو در فرار

در خیال من بمان

از كنار من برو

من خو گرفته ام به نبودنت

 

دلشكسته اي از تبار ماه مهر قصر شیشه | | | + | موضوع: |

دوست ندارم ببینمت  

ببخش اگه از من و تو یه عکس خوشکل کشیدم

ببخش اگه رو کاغذم  دو تا دل کشیدم

ببخش اگه تو قلبه من جز تو کسه دیگه نبود

دوست داشتنت برای من یه اشتباه ساده بود

وقتی که دیدمت برام یه حسه تازه ای بودی گله من

کاش تو سرنوشت من یه عشق واقعی بودی

دل بستم از رو سادگی///شدی همه دنیای من

میبخشمت حالا که نیست پیشه تو جای من

نمیدونستم که می خوای ساده ازم دل بکنی

ببخش که فکر کرده بودم فقط دیوونه منی

نزاشتی هیچ بهونه ای واسه دوباره دیدنت

گلاتا بردار برو دوست ندارم ببینمت

دلشكسته اي از تبار ماه مهر قصر شیشه | | | + | موضوع: |

آخر خط رسيدم بلا خره  

هر روز  هر شب هر ساعت هر دقيقه هر ثانيه هر لحظه به

يادت هستم

آري اين چنين زندگي من بازيچه دست تو قرار گرفت و اينگونه من كم كم به فنا

مي روم  هر لحظه كه ميبينم در كنارم نيستي بغض غريبي گلويم را سخت

مي فشارد و من را با تمام وجودش خورد ميكند و من كم كم از هم پاشيده مي شوم

كه صداي خورد شدنم غرورم به گوش تمام عاشقان مي رسد...

ولي نمي توانم زبان باز كنم چون دوست داشته  دوست دارم ودرست خواهم

داشت ولي افسوس كه روياي غريب من كه روزي برايم همانند كاخهاي شهر

آرزوهايم بود هم اكنون با خربات شام هم شكل هم  سو شده با اينكه من مينويسم

ولي دل تو در جاي ديگري خودت در خانه ديگري  صدايت در گوش ديگري چشمانت به

 سو ديگري  گيسوانت  به دستان ديگري مهرت در دل ديگريست ولي من همچنان تو

را مي پرستم...

مي پرست تو شدم خودت خبر نداري لبخند زيبايت را از من دريغ ميكني.

شايد خودت هم بداني قلم من هر جا كه بخواهد ميرود ولي توان قدرت دادن به قلبم

به ذهنم به چشمم به نگاهم راه ندارد چون نگاهم فقط يكسوست ان هم فقط به

صورتي است كه فقط هر لحظه در خيالي دور انگيز و خيالي ان هم به صورت مبهم و

چون نبودي.

وقتي ميگفتي آسمان را دوست داري من سعي ميكردم آن را بپرستموقتي

ميگفتي گل را دوست داري من هميشه آن را به تو تقديم ميكردمهر وقت كه دلت

ميگرفت من آروم آروم گريه مي كردم تا تو اشك نريزي و اشك چشاي خمارتو نبينم

اگه تو اين دنياي بزرگ هيچ چيز ندارم كه فداي تو بكنم دوست دارم كه تنها

چيز

ارزشمندم رو فدايت كنم كه جونمه هر وقت خواستي دريغ نكن ازم.ديوونه تو مهرداد صبايي

دلشكسته اي از تبار ماه مهر قصر شیشه | | | + | موضوع: |

$$یکی مثل مادر$$  

داستان مادر داستان زیبائی هست که گمان میکنم با خوندنش قلبتون متاثر بشه و خیلی محبتها رو به یادتون بیاره...


embarrassment.
مادر من فقط یك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود

She cooked for students & teachers to support the family
.
اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت

 

داستان توپ

جالب  خواندنی

احساسی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه نوشته هاي يه مجنونو ميتونين اينجا بخونين...
دلشكسته اي از تبار ماه مهر قصر شیشه | | | + | موضوع: |

مردانی که حامله شدند!!  

برای دیدن زود کلیک کنید

 

جذاب

 

توپ

 

با حال

مردانی که حامله شدند

ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه نوشته هاي يه مجنونو ميتونين اينجا بخونين...
دلشكسته اي از تبار ماه مهر قصر شیشه | | | + | موضوع: |

لب های کوچک تو  

به نام افریننده اشک!.  .  .

 

مرا صد بار اگر از خود برنی دوست دارم

 

به زندان خیانت هم کشانی  دوست دارم

 

به جرم عشق تو  صد زخم کاری بر جگر  دارم

 

جگر سهل است اگر خونم فشانی   دوست دارم

 

دوست دارم          دوست دارم            دوست دارم

 

به یاد آنکه اشک را  آفرید تا سرزمین عشق آتش نگیرد

 

دلشكسته اي از تبار ماه مهر قصر شیشه | | | + | موضوع: |

×××××کاشکی می شد××××××  

کاشکی می شد ماه میشدم می تابیدم تو اتاقت

 

کاشکی می شد پرنده بودم می یومدم به دیدنت

 

کاشکی می شد ستاره هفت آسمونت من باشم

 

کاشکی می شد رفیق تنهاییات من بودم

 

کاشکی می شد لحظه هارو با یاد من تو سر کنی

 

من باشم و تو خاطرات شبها رو تو سحر کنی

 

کاشکی می شد جار بزنم بگم چقدر دوستت دارم

 

به خاطرت تو آسمون هر کاری باشه می کنم

 

کاشکی می شد هر جا بری منم بودم کنار تو

 

پیش دل مهربونت خودم می شم فدای تو

 

توسط +++ آ   ر +++نوشته شده است

 

 

دلشكسته اي از تبار ماه مهر قصر شیشه | | | + | موضوع: |

××قلب شيشه اي××  

دلم نمی خواست فهمیده باشی قلبم شیشه ای !...

راستی فهمیدی قلبم شیشه ای . میدونم میدونی خودت با تمام وجود خورد کردی چرا؟

دیونه اخه چرا من؟

من که بت پرست تو بودم!...

راست میگن دیونه ام . دیونه تو صبح بعد از اسم تو چشمام باز میشه.

اری این است سرنوشت شوم من.

تو زیبایی هایش را گرفتی و کره ای سبز زیبا را به صحرای محشر تبدیل نمودی.

اما من چه کنم.

این مظلب توسط *م ص* توشته شده است

دلشكسته اي از تبار ماه مهر قصر شیشه | | | + | موضوع: |

معبود  

دلشكسته اي از تبار ماه مهر قصر شیشه | | | + | موضوع: |

لمس كن  

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم تا بخوانی و بفهمی

چقدر جایت خالیست تا بدونی نبودنت آزارم می دهد لمس کن نوشته هایی

را که لمس ناشدنیست و عریان

که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد لمس کن

گونه هایم را که خیس اشک است و پرشیار لمس کن لحظه هایم را

تویی که می دانی چگونه عاشقت هستم لمس کن این با تو نبودن ها را

لمس کن لمس کن

دلشكسته اي از تبار ماه مهر قصر شیشه | | | + | موضوع: |

مهم نيست  

مهم نیست که فردا چی میشه،مهم اینه که امروز دوست دارم.مهم نیست فردا کجایی،مهم اینه هر جا هستی دوست دارم.مهم نیست تا ابد با هم نباشیم،مهم اینه تا ابد دوست دارم. مهم نیست قسمت چی میشه،مهم اینه قسمت شد دوست داشته باشم

دلشكسته اي از تبار ماه مهر قصر شیشه | | | + | موضوع: |

آخ بر دلم  

واي امشب شمع عشقم

 زيارت ميكند پروانه را

كاش بسوزاند بال و پر پروانه را

دلشكسته اي از تبار ماه مهر قصر شیشه | | | + | موضوع: |

 

دلشكسته اي از تبار ماه مهر قصر شیشه | | | + | موضوع: |